محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3106

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ندارم ، سه روز مهلتتان مىدهم ، هر كه باز آيد و سوى حق بازگردد از او بپذيريم و از پيش شما بروم و سوى اين ملحد روم كه به مكه است و اگر نپذيريد حجت بر شما تمام كرده‌ايم . » گويد : و اين به ماه ذىحجهء سال شصت و چهارم بود . گويد : در مكتوب خويش چنين يافتم ، اما اين خطاست كه يزيد به ماه ربيع - الاول سال شصت و چهارم هلاكت يافت و حادثهء حره در ذى حجه سال شصت و سوم به روز چهار شنبه دو روز مانده از آن ماه بود . گويد : و چون سه روز به سر رفت مسلم گفت : « اى مردم مدينه آيا تسليم مىشويد يا جنگ مىكنيد ؟ » گفتند : « جنگ مىكنيم . » گفت : « چنين مكنيد به اطاعت آييد و ما نيرو و شوكت خويش را بر ضد اين ملحد به كار بريم كه بيدينان و فاسقان از هر سوى بر او فراهم آمده‌اند . » گفتند : « اى دشمنان خداى ، به خدا اگر خواهيد سوى آنها رويد رهاتان نمىكنيم و با شما مىجنگيم ، ما شما را نمىگذاريم كه سوى خانهء حرام خداى رويد و مردمش را بترسانيد و در آنجا الحاد كنيد و حرمت آن را بشكنيد . نه ، به خدا چنين نمىكنيم . » گويد : و چنان بود كه مردم مدينه در يك سوى شهر خندقى زده بودند و بسيار كس از آنها به سالارى عبد الرحمان بن زهير ، عموزادهء عبد الرحمن بن عوف زهرى ، آنجا بودند . عبد الله بن مطيع بر ناحيهء ديگر و سوى ديگر بود ، معقل بن سنان اشجعى بر ناحيهء ديگر بود و سالار جمع عبد الله بن حنظلهء غسيل انصارى بود كه در ناحيهء بزرگتر و پرجمعيتتر جاى داشت . اما به گفتهء عوانة بن حكم كلبى عبد الله بن مطيع ، سالار قرشيان اهل مدينه بود و عبد الله بن حنظلهء غسيل سالار انصار بود و معقل بن سنان سالار مهاجران .